تبليغاتX
هشت آذر

سلامی دوباره به همه همراهان هشت آذر!

و یه خسته نباشید جانانه به همه کسانی که به دوراز شعار زدگی کمر همت بستند و رفتند و سط میدون و حقیقتا "جنبش تحول خواهی در حوزه " رو به وجود آوردند.
از بزرگان حوزه گرفته تا کوچکان حوزه.

امروز بعد از گذشت هفت ماه از هشت آذر وضعیتی به وجود آمده که در تاریخ حوزه بی نظیره.

خیلی ها که تا دیروز خیلی چیزها رونمی دونستن الان دائما ازش دم می زنن.
بعضی ها که خودشون مخالف هرگونه نوآوری در حوزه هستند والبته تا الآن موانع بزرگی رو برای حوزه به وجود آورده اند چنان دم از تحول می زنن که توفکر می کنی نطفه اش ازاول به نیت تحول در حوزه منعقد شده.(مثل فرزند یکی از مراجع مرحوم که اسم اون آقازاده محترم جواد است)!
بعضی ها که تا دیروز نمی دونستن که چرا وضع فرهنگ تو این مملکت اینقدر قاراشمیشه-بدتر از سیاست واقتصاد- الان تازه حساب کار دستشون اومده با ملقمه ای از تحول و نوآوری و شکوفایی  تو نشست های خبری شون کلی قیافه می گیرن(می تونه رییس یه پژوهشگاه تازه تاسیس ولی خیلی بزرگ باشه)
بعضی ها دچار احساس تکلیف مفرط شدند (مثل شیخ محمدو شیخ مرتضی)
بعضی ها بکارت بودجه های دولتی رو خودشون زدن و حالشو بردن
بعضی ها تازه فهمیدن نوآوری لازمه تحول  است !! (مثل رییس سید یکی از حجیم ترین مراکزفرهنگی حوزوی دفتر تبلیغاتی حوزه)
بعضی ها بعد از سالها دور هم نشستند و یه چایی خوردند(شورای پیشبرد)
بعضی ها تونستند نظرات خنده دارشونو بگن تا تو این گرمای قم علما خنک شن(مثل شیخ....)
بعضی ها بعد از مدتها تونستند استراحت کنن(مثل شیخ محمد-البته قمی اش نه اصفهانی اش که خستگی ناپذیره-)
بعضی ها تازه فهمیدن دنیا دست کیه(مثل شیخ محمد تقی معروفی که رییس جمهور تعیین می کنه)

بعضی ها به نون و نوایی رسیدن(مثل خودم)
بعضی ها هم که همیشه از هر مسوو لیتی استقبال می کنن(مثل شیخ محمد رضا)
بعضی ها هم چنان انگار نه انگار...(مثل شیخ محسن -آقازاده اند ایشون!-)
بعضی ها دفتر مطالعات راهبردی شون از بیکاری در اومد(مثل شیخ محمد جوانی که اهل خراسان جنوبی است و ....)(... چقدر شیخ محمد زیاد داریم)
و خیلی چیزای دیگه( مثل سید هاشم و شهروند امروز !!!)
خواهش می کنم درباره ادعاهای بالا از من هیچ توضیحی نخواین.
و از من نخواین با مراجع هم شوخی کنم. چون مقدور نیست.
خلاصه. جونم براتون بگه گزارش های رنگ و وارنگه که داره سرازیر میشه به سمت دفتر رهبری.
البته خیلی زیاد نیست ولی خیلی رنگ و وارنگه...........
البته درکل وضعیت رو به جلوست و امیدوارکننده. این رو جدی میگم. باور کنین.
اما این مدت که "هشت آذر" به روز نبود به خاطر مشغله های زیاد نویسنده اش بود.
از هشت آذر ۸۶ تا امروز اتفاقات زیادی برام افتاد و چیزهای زیادی دیدم و شنیدم و یاد گرفتم و ... خلاصه کلی حرف برای زدن دارم.
امیدوارم خدا به من این توفیق رو بده سیر خاطرات این چندماه رو براتون بنویسم.

+ نوشته شده در 87/05/10ساعت 6 قبل از ظهر توسط حسین مهاجر |